الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
4
تفسير مجمع البيان (فارسى)
در دلشان مرض است و سنگدلند و ستمكاران در مخالفتى دور ( از حقند ) و تا آنها كه داراى علم شدهاند ، بدانند كه قرآن حق و از جانب خداى تست و بر ايمانشان افزوده شود و دلهايشان براى قرآن خاشع گردد و خداوند مؤمنان را به راه راست رهنماست . و مردم كافر همواره در بارهء قرآن در ترديدند تا ناگهان ، قيامت آنها را در رسد يا عذاب روزى بيمانند ( يا بىپايان ) آنها را در گيرد . شأن نزول : از ابن عباس و ديگران روايت شده است كه چون پيامبر خدا سورهء « النجم » تلاوت كرد و به اين آيه رسيد : « أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى » شيطان در تلاوت رسول اكرم ، اين جمله را القاء كرد : « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى » ( اينها نيكو رويانى بلند مقامند كه به شفاعتشان اميد است ) با اين القاء شيطانى ، مشركين شادى كردند و همين كه رسول خدا به آيهء سجده رسيد ، هم مسلمين و هم مشركين سجده كردند . اين روايت ، اگر صحيح باشد ، محمول است بر اينكه رسول خدا مشغول قرائت قرآن بود ، همين كه به اينجا رسيد و اسامى خدايان ايشان را ياد كرد ( لات و عزى و منات ) بعضى از مشركين - از آنجا كه ميدانستند عادت پيامبر ، عيبجويى از خدايان است - پيشدستى كرده ، گفتند ، « تلك الغرانيق . . . » و اين جمله با تلاوت پيامبر خدا آميخته شد و سايرين تصور كردند كه اينهم از قرآن و مقدمهء آشتى و سازش پيامبر با شرك است . بدينجهت است كه خداوند متعال در اين آيه با ذكر جملهء « القى الشيطان . . . » القاء را به شيطان نسبت ميدهد . زيرا اين القاء و اغواء و وسوسهء او صورت گرفته است . اين تأويل را سيد مرتضى در كتاب تنزيه ذكر فرموده و « ناصر للحق » كه از پيشوايان مذهب زيدى است ، به همين وجه اعتماد كرده و وجه نيكويى است .